کادو های تولد آرشیا کوچولو
همه دوستان و عزیزان زحمت کشیده بودند و هدایایی برای آرشیا جون آورده بودند. دست همشون درد نکنه. نانا جون زحمت کشیدندپول و یک بلوز برایت آورده بود،خاله ویدا و شیوا هم عصری اومدند و یک بلوز و شلوار زیبا برایت آورده بودند. این گیتار کادوی بابا مهدی. این لباس ها هم کادوهای اکرم جونه. این ماشین رو هم من و بابا سامان برات خردیم. آخر مهمونی که مهمون ها عصرانشون رو خرده بودند بابا سامان ماشینت رو آورد. خیلی خیلی شادی کردی. &n...
نویسنده :
فروغ
19:38
نان کوچولو برای آرشیا کوچولو
از حدود 5 ماهگی عاشق سنگگ بودی.با، بابا مهدی به سنگکی رفتی و یک سنگک کوچولو گرفته بودی و خیلی شادی می کردی. ...
نویسنده :
فروغ
1:56
انار خوردن آرشیا کوچولو
کلا همه میوه ها رو دوست داری و انار هم خیلی دوست داری و یک انار کامل رو می خوردی و باز هم اگر دست کسی می دیدی می خواستی. ...
نویسنده :
فروغ
1:43
رفتن به پارک
برای اولین بار بود که به پارک مردم می بردمت خیلی از سرسره ها تاب ها خوشت اومده بود و حسابی بازی کردی. ...
نویسنده :
فروغ
1:41
بدون عنوان
از آذز ماه 92 توی اتاق خودت و در تخت خودت می خوابیدی. هستی مامان پسر ناز و قشنگم خیلی خیلی دوست دارم و عاشق شیرین کاریهاتم!!!! ...
نویسنده :
فروغ
1:34
شیر خوردن بغل خرسی جون
از شمال که برمی گشتیم توی راه یک خرس بزرگ خردیم که عادت کرده بودی روی خرسی شیر بخوری. هر موقع هم که شیرت تمام می شد چه خواب بودی و چه بیدار باید شیشه رو دست من میدادی و می گفتی دسی. و منم عاشق این کارت بودم. ...
نویسنده :
فروغ
1:31
تنها بودن من و آرشیا
بابا مهدی و بابا سامان برای کارشان به تهران رفتند و ما تنها بودیم و اکرم جون به خونمون اومد و شبها با کلی تعریف بالای سر اکرم جون و بازی کردن بلاخره می خوابیدی. خلی شادی می کردی که اکرم جون خونمونه. اما از طرفی هم بهانه بابا سامان و بابا مهدی رو می گرفتی. به همین خاطر ما هم یک روز به شهربازی بردیمت و روز دوم دینا و خاله اینها به خونمون اومدند. عکس های شهربازی در آذز 92 &nb...
نویسنده :
فروغ
1:25
کلماتی که از 18 ماهگی تا دو سالگی یاد گرفتی!!!!
ببسی (بستنی) اکم جون (اکرم جون) متی (مهدی) اوجا (اونجا) ارسلام (ارسلان) دتر (دکتر) اشو (پاشو)  ...
نویسنده :
فروغ
1:18


