آرشیاآرشیا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره

خاطرات کودکی آرشیا

آرشیا جون در خونه جدید اکرم جون

مامان و بابامهدی برای فروردین ماه خانه جدیدی خریدند و آرشیا می گفت خونه جدید اکرم جون و از اونجا خیلی خوشش آمده بود.                                                                      ...
9 تير 1393

سیزده بدر 93

روز سیزده به باغ عمو حسین رفتیم. و هوا هم خیلی خوب بود  کلی آرشیا جون بازی کرد و رقصید و همه عاشق رقصیدنش شده بودند.   .   ...
9 تير 1393

نوروز 93

امسال عید رو تصمیم گرفتیم که همدان بمونیم اما بابا مهدی اینها به تهران رفتند. چند روز قبل از عید هم بابا اینها خونه جدید خردیدند و قرار شد برای نیمه دوم عید اسباب کشی کنند.   موقع سال تحویل کتت را آورده بودی و می گفتی می خواهم این رو هم بپوشم.   اینهم عکس سفره هفسین ما در نوروز 93  وقتی بابا اینها از مسافرت اومده بودندآرشیا خیلی دلش براشون تنگ شده بود. ...
4 خرداد 1393

عکس جشن ها و عصرانه تولد

                     میز گیفت مهمانها و برگه نوشتن یادگاری                                                                                       ...
4 خرداد 1393

مهر 92

در مهر ماه 92 با نانا جون و بابا سامان به شمال رفتیم به شهر نور. شب اول هم به ویلای همکار بابا سامان رفتیم که نزدیک سیسنگان بود خیلی خوش گذشت و خیلی به ما لطف کردند و از ما پذیرایی کردند. شب  بابا سامان و همکارش که برای خرید رفته بودند تو را هم  با خودشان بردند که در ماشین بخوابی. فردا صبح بعد از خوردن صبحانه به نور رفتیم و آنجا یک خانه گرفتیم. نزدیک ظهر به لب ساحل می رفتیم و ماسه بازی می کردی. برای شیر خوردنت فقط از یک سر شیشه شیر می خوردی که خیلی هم کم پیدا می شد و در همدان پیدا نکردیم به  یک مرکز  خرید که در نور رفتیم  نمایندگی چیکو بود و از آنجا دو تا شیشه جدید خردیم  و من خیلی خوشحال شدم . ...
3 خرداد 1393